نفس در قفس

ارگان خبری لیگ حقوق بشر زندانیان ایران
مقاله

بررسی وضعیت حقوق بشر در زندان مرکزی تبریز (قسمت اول) / مرتضی مرادپور

۱-آذر-۱۳۹۵

گروه خبری:

مقدمه
یکی از شاخص‌های مهم سنجش وضعیت حقوق بشر بررسی شرایط زندانیان و زندانهاست. طبق آمارهای منتشره‌، ایران یکی از کشورهای دارای جمعیت زیاد زندانی محسوب می شود، که با مسائل ناشی از آن دست به گریبان است. وضعیت کلی زندان‌های کشور در مقایسه با بیشتر کشورها در سطح نامطلوبی قرار دارد. گزارش‌ها از وضعیت زندان‌های مناطق و استان‌های مختلف نیز، در مقایسه با هم متفاوت است. در میان گزارشات و شواهد عینی زندانیان به جرات می توان گفت؛ زندان مرکزی تبریز در مقایسه با دیگر زندان های بزرگ، از لحاظ حقوق بشری و رفاهی در سطح خیلی پایینی قرار دارد و وضعیت عمومی زندان مرکزی تبریز با زندان‌های دیگر قابل مقایسه نیست. البته قضاوت در این مورد نیازمند مدنظر قرار دادن ابعاد مختلفی چون: مدیریتی، آموزشی، بودجه‌ای، حقوقی، قضایی، جرم شناختی و … است. در کل با مطالعه‌ی اسناد حقوق بشر در رابطه با زندان و زندانیان متوجه وجود فاصله میان قوانین کشور و قطعنامه‌ها و قوانین سازمان ملل خواهیم شد. درحالیکه در مصوبه مجمع عمومی سازمان ملل، در مورد اصول اساسی برای رفتار با زندانیان، در بند ۱۵ اعلام شده: به استثناء محدودیت‌هایی که حقیقت زندانی شدن به وضوح ایجاد می کند، کلیه‌ی زندانیان باید از حقوق بشر و آزادی‌های بنیادی تعیین شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر و اگر کشور مربوطه عضو و یا طرف باشد، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و « میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی» و پروتکل اختیاری آن، و حقوق مشابه دیگری که در سایر میثاق‌های سازمان ملل متحد تعیین می‌شود؛ برخوردار باشند و همینطور در مصوبه‌ی مجمع عمومی سازمان ملل متحد در مورد مجموعه‌ی اصول برای حمایت از تمامی اشخاص تحت هر شکل از بازداشت یا حبس؛ در اصل ۳ آمده است: « هیچ محدودیت یا تخلفی نسبت به هیچ یک از حقوق بشر اشخاص در هیچ یک از بازداشت یا حبس بر اساس قانون، کنوانسیون‌ها، مقررات یا رسوم هیچ کشوری به این بهانه که این مجموعه‌ی اصول چنین حقوقی را به رسمیت نمی شناسد یا اینکه آن‌ها را به حد کمتری به رسمیت می شناسد؛ به رسمیت شناخته نمی شود.» بعضا حتی قوانین آمره با استناد به آیین نامه و یا بخشنامه رعایت نمی شود، یا ورد تعلیق قرار می گیرند. مثلا ماده‌ی ۲۰ قانون آیین دادرسی کیفری در مورد صدور مرخصی به زندانیان می گوید: « محکومان می توانند در صورت رعایت ضوابط و مقررات زندان و مشارکت در برنامه‌های اصلاحی و تربیتی و کسب امتیازات لازم پس از تامین مناسب، ماهانه حداکثر ۳ روز از مرخصی برخوردار شوند.» درحالیکه در آیین نامه‌ی سازمان زندان‌ها برخلاف آیین دادرسی کیفری در ماده ۱۲۵ دربند ب آمده است: « به محکومان سایر جرائم که امتیازات لازم را کسب نمایند در صورت فقدان سابقه‌ی محکومیت در جرائم عمدی به ازای هر ۲ماه و در صورت وجود سابقه‌ی محکومیت در جرائم عمدی به ازای هر چهار ماه ۳ تا ۵ روز مرخصی تشویقی اعطا می گردد.» مشاهده می شود که آیین دادرسی کیفری به عنوان قانون آمره برای هر زندانی در هرماه حداکثر ۳ روز مرخصی تعیین کرده است درحالیکه آیین نامه سازمان زندان‌ها برخلاف قانون مذکور برای هر ۳ یا ۴ ماه حداکثر ۵ روز مرخصی در نظر گرفته است. مهمترین موضوع در مورد قوانین کشوری و وضع موجود در زندان‌ها اجرا نشدن همه‌ی قوانین موجود است که در ادامه‌ی مقاله در رابطه با آیین نامه‌ی زندان‌ها در حد امکان به آن‌ها اشاره خواهد شد. در این مقاله وضعیت حقوق بشر در زندان مرکزی تبریز را در چند بخش در ارتباط با قوانین و آیین نامه‌ی سازمان زندان‌ها مورد بررسی قرار خواهیم داد. این مقاله در بهار سال ۱۳۹۵ دربند ۱۲ محکومین زندان مرکزی تبریز نگاشته شده است. مواردی که از این بند ذکر خواهد شد مشاهدات و تجربه‌ی شخصی نگارنده به عنوان یک زندانی می باشد. گفتنی است که بند ۱۲ محکومین در میان بندهای زندان تبریز بهترین وضعیت را از لحاظ وسعت، بهداشت و … داراست و وضعیت دیگر بندها از خیلی جهات بدتر از این بند است.

۱-  سرانه محیط: طبق استاندارد جهانی، فضای لازم برای هر زندانی حداقل ۲۰ تا ۲۶ متر مربع است. درحالیکه استاندارد سرانه‌ی فضای زندانی در ایران بین ۱۵ تا ۱۷.۵ متر مربع است ولی سرانه‌ی واقعی فضای زندان در استان‌های مختلف مابین ۲ تا ۱۰ متر مربع متغییر است. براساس آمارهای منتشره ظرفیت زندان‌های کل کشور ۸۳ هزار نفر است درحالیکه آمار رسمی زندانیان تقریبا ۲۵۰ هزار نفر را نشان می دهد. یعنی طبق آمار رسمی ۳ برابر ظرفیت موجود زندانی نگهداری می شود. علی مهربان مدیر کل زندان‌های آذربایجان شرقی در سوم خرداد سال ۹۲ در گفتگو با خبرگزاری فارس درباره‌ی ظرفیت زندان تبریز اظهار کرده بود: « ظرفیت زندان کنونی تبریز مربوط به ۹۰ سال قبل بوده و تعداد زندانیان موجود ۳ برابر ظرفیت این زندان است. حال اگر مساحت کل بند ۱۲ محکومین زندان تبریز را که حدود ۱۵۰۰ متر مربع (قابل استفاده) است بر استاندارد سرانه‌ی فضای زندان در ایران( ۱۵- ۱۷.۵ متر مربع) تقسیم کنیم، ظرفیت استاندارد نگهداری زندانی در این بند ۸۵ – ۱۰۰ نفر می شود. درحالیکه معمولا آمار این بند مابین ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر متغیر است. یعنی در بند ۱۲ زندان مرکزی تبریز ( به عنوان بند نمونه) حدود ۵ برابر ظرفیت قانونی کشور زندانی نگهداری می شود. ( البته این آمار مربوط به قبل از انتقال اتاق مالی بند ۱۵ به بند ۱۲ محکومین است. در تاریخ ۷ شهریور ۹۵ اتاق مالی بند ۱۵ پاک با آمار ۱۵۵ نفر با انتقال به محل باشگاه ورزشی بند ۱۲ به آمار نزدیک ۴۰۰ نفری بند اضافه گردید. با این حساب بطور نمونه مشخص می شود که زندان مرکزی تبریز چقدر وضعیت اسفباری را در بین زندان‌های کشور داراست. مساحت بند ۱۲ محکومین با ذکر جزییات به این شرح است: حیاط ۴۰۰ متر، زیر هشت ۱۱۶ متر، سالن ۱۱۱ متر، نمازخانه ۲۴ متر، خیاطی و آرایشگاه ۲۴ متر، آشپزخانه ۱۵ متر، کتابخانه ۱۲ متر، فروشگاه ۱۲ متر، مخابرات ۶ متر، اتاق یک ۱۵۰ متر، اتاق دو ۱۸۰ متر، اتاق سه ۱۸۰ متر، اتاق چهار ۹۰ متر، اتاق پنج ۶۵ متر. تعداد تخت‌های هر اتاق نیز به این قرار است: اتاق یک ۶۰ تخت، اتاق دو ۸۱ تخت، اتاق سه ۷۸ تخت، اتاق چهار ۵۴ تخت، اتاق پنج ۳۹ تخت، مجموع تخت‌های اتاق‌ها به غیر از یک تخت به عنوان انباری ۳۰۹ تخت می باشد یعنی به طور میانگین ۱۴۱ نفر کف خواب در بند ۱۲ وجود دارد. البته اتاق تازه ایجاد شده شش با ۱۷۰ متر مساحت و ۹۳ تخت به تازگی اضافه گردیده است. در ماده‌ی ۷۰ و ۷۱ آیین نامه‌ی زندان آمده است: « در صورت امکان به محکومان یک اتاق با وسایل لازم داده می شود و هرگاه محکومان به طور دسته جمعی نگهداری شوند باید منتهای کوشش و دقت را در انتخاب یک گروه از حیث تناسب سن و جهات دیگر بویژه هنگام خواب به عمل آورده و برای محکومانی که حسب دستور مقام‌های مسئول صلاحیت‌دار می بایست به طور جداگانه نگهداری شوند، باید اتاقی با امکانات لازم در نظر گرفته شود.» و « لوازم آسایشگاه برای هر محکوم عبارت است از تختخواب، تشک، بالش، دو تخته پتو، ملحفه برای پتو، تشک و بالش» هیچ یک از موضوع‌های موارد بالا در زندان تبریز رعایت نمی شود. در بند ۱۲ محکومین به علت فضای کم به تناسب آمار هر زندانی جدیدالورود بین ۳ تا ۴ ماه باید کف خواب بماند. در بندهای شلوغ مثل ۱۱ تحت قرار (سه گانه) گاهی اوقات بند آنقدر شلوغ می شود که زندانیان بدون فاصله و چسبیده به هم به پشت می خوابند و درصورت چرخیدن به پهلو فضای ایجاد شده توسط نفرات بغلی اشغال می گردد و نمی توان دوباره به حالت قبل برگشت. در این وضعیت حتی جا برای کف خواب در اتاق نیز نمی ماند و زندانی جدیدالورود باید مدتی در سالن بخوابد که اصطلاحا سالن خواب می گویند. در زندان تختخواب به منزله خانه و محل آسایش بوده و نداشتن تختخواب یعنی زندگی در حالت عدم استقرار و ناامنی است. به علت محدودیت در تعداد تخت، خود تخت نیز زمینه‌ای برای بروز ناهنجاری در میان زندانیان است. بطوریکه در بندهایی با آمار بالا زندانیان برای تصاحب تخت با یکدیگر درگیر می شوند و در بعضی از بندها تخت ها با قیمت‌های بسیار گزاف داد و ستد می شوند. با توجه به تراکم زیاد زندانی نمی توان انتظار داشت که زندانی از حداقل شرایط زیست و کرامت انسانی برخوردار باشد. در ادامه در قسمت تفکیک جرائم در مورد ماده ۷۰ بیشتر توضیح داده خواهد شد. بماند که لوازم تشک، بالش و ملحفه موضوع ماده‌ی ۷۱ نیز تحویل داده نمی‌ شود.