نفس در قفس

ارگان خبری لیگ حقوق بشر زندانیان ایران
مصاحبه

آخرین وضعیت شاهرخ زمانی از زبان محمد اشرفی

شاهرخ زمانی

۱۴-دی-۱۳۹۱

گروه خبری:

آقای اشرفی با سلام و خسته نباشید و تشکر از این که مصاحبه با سایت نفس در قفس را پذیرفتید، به عنوان اولین سوال می خواستم آخرین وضعیت شاهرخ زمانی کارگر زندانی را از زبان خود شما بشنویم. آقای زمانی اخیرا به زندان رجایی شهر کرج تبعید شده و آن طور که در اخبار آمده بود با جهان بیرون ارتباطی ندارد، لطفن توضیحاتی در این مورد ارائه کنید.

همه اطلاع دارید که شاهرخ حدود ۱۹ ماه پیش به اتهام تشکیل گروه سوسیالیستی و تبلیغ علیه نظام و فعالیت علیه امنیت ملی و غیره همراه ۴ نفر دیگر دستگیرشد و طی روند بازجویی که همراه با شکنجه های مختلف بوده و شاهرخ قهرمانانه مقاومت کرد، و این مقاومت همچنان ادامه دارد او غیر از برگ مشخصات شخصی هیچ کدام از برگه های بازجویی را امضا نکرده است و به طور مکرر بیان کرده که ، کاملا” بی گناه است و دستگاه قضایی و پلیسی هیچ کدام هیچ مدرکی برای محاکمه او ندارند ولی همه انسانها می دانند در جمهوری اسلامی تنها چیزی که قابل استناد نیست و هیچ احتیاجی به دلیل و مدرک ندارد حق و حقوق و قانون است . در ایران دستگاه طویل و عریض قضایی همیشه به طور مداوم ضد انسانی بوده و همیشه غیر قانونی عمل کرده است دستگاه قضایی همیشه یک دستگاه سربار بوده و به جای انجام وظایف حقوقی و قانونی در حمایت از مظلوم دقیقا” یک دستگاه تبلیغاتی ، کاریکاتوری و حامی ظالمین بوده است و هیچ گاه نیز از قدرتمندان حاکم استقلال نداشت.

مقاومت شاهرخ چنان تأثیر عمیقی گذاشته است که قاضی پرونده ضمن رعایت میل اربابان خود و اجرای دستور کتبی اداره اطلاعات در دادنامه اعتراف می کند که شاهرخ زمانی در طی تمامی مراحل بازجویی و محاکمه اتهامات وارده را رد کرده است با این حال قاضی خود فروخته و وامدار و وابسته، با استناد به اعترافات غیر (طبق تعریف قانون)یعنی متهم ردیف چهارم شاهرخ را محاکمه کرده و به ۱۱ سال زندان محکوم نمود . شاهرخ در جهت احقاق حق پایمال شده خود بارها به مراجع مختلف داخلی شکایت کرده است و هر بار مراجع وابسته و دروغین حقوقی داخلی با شرمندگی در مقابل اعتراضات شاهرخ عملا” ثابت کرده اند که هیچ گونه وجاهت حقوقی و مشروعیت و استقلال از قدرت ظالمانه ندارند . اما پلیس سیاسی و دستگاه کاریکاتوری _ تبلیغاتی قضایی در مقابل اعتراضات ، شکایات و پیگیریهای شاهرخ و خانواده اش به طور مستمر تلاش کردند موانع هر چه بیشتری سر راه حق طلبی آنها ایجاد نمایند با تبعیدهای مکرر شاهرخ به بندهای متفاوت و زندانهای گوناگون ، ایجاد جو ناسالم و تحریکات زیاد در بین زندانیان تلاش کردند شاهرخ را مجبور به سکوت و پذیرش حکم ناعادلانه و ظالمانه نمایند اما شاهرخ در تمام مراحل توانسته است توطئه آنها را با برقراری روابط صمیمانه و انسانی با دیگر زندانیان خنثی نماید و همچنین با کمک و حمایتهای خانواده و دوستانش در داخل و انقلابیون و فعالین در بیرون اعتراضات خود را در سطح گسترده تر ی در داخل و بیرون به گوش انسانها برساند.

وقتی دستگاه کاریکاتوری_ تبلیغاتی قضایی و پلیس سیاسی فاشیستی نتوانستند شاهرخ را وادار به سکوت نمایند او را به زندان گوهردشت که ارتباطی با بیرون ندارند وتحت تسلط مشترک سپاه پاسداران و سربازان گمنام امام زمان اداره می شود تبعید کردند تا شاید بتوانند در آنجا تسلط کاملتری بر شاهرخ داشته باشند و حالا بیش از سه ماه است که در بند سیاسی زندان گوهردشت است و همچنان فعالیتهای خود را در جهت اعتراضات و کسب حقوق پایمال شده خود و دیگر کارگران زندانی و زندانیان سیاسی ادامه می دهند .

متأسفانه در بند فوق ملاقات دارای تفکیک جنسیتی است طبق قانون خودشان یک هفته مردان می توانند به ملاقات زندانی بروند و یک هفته زنان ، اما تقریبا” بیشتر مواقع به بهانه های واهی و کوچک ملاقاتها را لغو می کنند و دیده شده است زندانیان شاید دو ماه یک بار بتوانند ملاقات داشته باشند مثلا”طی سه ماه گذشته سه ملاقات بیشتر شاهرخ نداشته است. مأموران ، البته همه نظام اسلامی طی سی و چهار سال عمر خود هرگز در پی این نبوده و نیستند که قانون را در مورد زندانی اجرا نمایند بلکه تمامی آنها و مسئولین به دنبال این هستند که با چه بهانه ای می توانند از اجراء کردن قانون شانه خالی کنند در این روند مسئولین رده بالا و دستگاههای کاریکاتوری _ تبلیغاتی قضایی و پلیس سیاسی فاشیستی نه تنها استقبال می کند بلکه آن را به عنوان یک اصل تغییر نا پذیر پیش می برند.

در حال حاضر اخبار به صورت غیر مستقیم از شاهرخ به دست ما می رسد و آن هم معمولا” دیرتر از زمان لازم ، همچنین آنها از نظر جای خواب و مواد غذایی بسیار در مضیقه هستند طی یک ماه اخیر باز هم جیره غذایی زندانیان به نصف کاهش یافته است در حالی که قبل از کاهش نیز مقدار آن ناکافی بوده است، کیفیت پخت و رژیم غذایی بسیار نامناسب بوده و مواد لازم مورد نیاز بدن انسان را در حد بسیار کمی داشت و حالا آن نیز به نصف تقلیل یافته است. لیاس و لوازم اولیه گذران زندگی نیز بسیار گرانتر از بیرون در زندان به فروش می رسد همه این مشکلات دست بدست داده اند تا زندانیان به خصوص شاهرخ که انرژی و انگیزه فعالیت و مبارزه دارد را به سکوت وا دارند . اما لازم است بگویم اگر می خواهیم شاهرخ هم چنان به اعتراضات و مبارزات خود ادامه دهد باید از طریق حمایتهای معنوی و عملی به صورت اعتراضات گسترده و متحدانه و همچنین حمایتهای مالی خود زمینه و امکانات لازم را در اختیار او بگذاریم .

روز دسامبر جایزه ای از طرف یک نهاد حقوق بشری در شهر بوخوم به آقای زمانی اعطا شد، لطفن بفرمایید که این نهاد چه نهادی بود و این جایزه به چه مناسبت به آقای زمانی اختصاص یافت؟ هم چنین در مورد برگزاری مراسم اعطای جایزه نیز توضیحاتی ارائه کنید.

سازمان حقوق بشری شهر بوخوم حدود دو سال قبل تشکیل شده است من از کم و کیف تشکیل شدنش و پشتیبانان آن اطلاعی ندارم ، یکی از هم پرونده ایهای جاوید هوتن کیان نیز از اعضای آن می باشد که ۵ ماه در ایران زندانی بوده است و تعدادی از ایرانیان نیز در آن شرکت دارند، تا جایی که توجه کردم فکر می کنم با بسیاری از حقوق بشریها که معمولا” کارگران و زحمتکشان را جزیی از بشریت نمی دانند و در مقابل شعار عدالت اقتصادی رگ گردنشان بیرون می زند این دوستان فرق دارند و در جهت حقوق کارگران نیز فعالیت دارند . همانطور که می دانید در مجموع تشکیلاتهای حقوق بشری و ان جی او ها در مقابل مبارزات طبقاتی دریچه اطمینانی برای حفظ سرمایه داری هستند اما نباید از آنها دوری کرد چرا که بخشی از عوامل سرمایه داری می خواهند از طریق آنها طبقه کارگر را منزوی نمایند تا از این طریق رهبریت طبقه کارگر بر نیروهای پیشرو طبقات دیگر را غیر ممکن کنند ویا همانطور که می دانید طی ۴۰ _ ۵۰ سال گذشته با توجه به ضعف طبقه کارگر گروهها ولایه های میانه در مقابل نهادهای حقوق بشری به سمت سرمایه جذب شده اند و این دقیقا” هدف سرمایه داری است که فعلا” بدست آورده بنابر این دلیل، و صدها دلیل علمی دیگر باید فعالین و طبقه کارگر آگاهانه و با برنامه و نقشه مند بتوانند به تمامی کارگران ، زحمتکشان و فعالین جنبش های مختلف ثابت کنند که حقوق بشر واقعی فقط و فقط از طریق مبارزات طبقه کارگر ممکن خواهد شد مثلا” اولین خواسته حقوق بشر برقراری صلح انسانی است که می دانیم جایی که طبقه کارگر قدرت ندارد تمامی نهادهای حقوق بشر نیز آتش بیار معرکه می شوند و دقیقا” سرمایه داری با بهانه دمکراسی و حقوق بشر آتش افروزی می کند . اما طبقه کارگر قوی و نقشه مند حرکت کند صلح برقرار می شود یعنی اولین حق بشریت ممکن می شود و الی آخر

به هر صورت دوستان حقوق بشری شهر بوخوم امسال دومین جایزه خود را که ارزش معنوی بالایی دارد به شاهرخ زمانی و جاوید هوتن کیان اختصاص دادند و دلیل آن هم این بود که این دو فعال در حینی که خود زندانی هستند از حق خود و دیگر زندانیان به طور مستمر دفاع کردند و برای احقاق حق اعتراض و مبارزه می کنند ولی در همین حال کمترین صدای از آنها به گوش دیگران می رسد این دلیل اهدای جایزه بود که از طرف سایت ایران آزاد بیان شد اما چون جایزه باید به یک نفر تعلق پیدا می کرد یک رأی گیری اینترنتی برگزار کردند و در روز ۱۵ دسامبر ترتیب آرا ۶۵% شاهرخ و ۳۵% جاوید هوتن کیان بوده است بنابراین جایزه فوق به شاهرخ تعلق یافت البته از نظر کیفی مبارزات ، شاهرخ و جاوید هر دو در زندان تبریز با هم فعالیت می کردند و بارها شاهرخ از جاوید حمایت کرده بود و بلعکس در مجموع مبارزات و اعتراضات هر دو آنها قابل تقدیر است .

در مورد مراسم اهدای جایزه من حرف چندانی نمی توانم بگویم رفقای نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور از من خواستند که پس از دعوت آنها به شهر بوخوم بروم و از طرف شاهرخ جایزه فوق را دریافت کنم، به رفقا اعلام کردم چون پاسپورت ندارم امکان خروج از ترکیه برای من ممکن نیست آنها خواستند فرد دیگری را معرفی نمایم از ۵ یا ۶ نفری که مستقیما” می شناختم بنا به دلایلی امکان معرفیشان به آنها نبود در نتیجه از نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور ( توسط رفیق سیامک موید زاده) خواستم که از بین اعضا کمیته حمایت از شاهرخ زمانی خودشان یک نفر را انتخاب کنند و رفقای نهادها نیز آقای بهروز خباز را انتخاب کردند و طبق قرار بر مبنای سرفصلهای اعلام شده از طرف شاهرخ متن پیام تشکر تهیه شد ه و برای نهادها و دوست انتخاب شده ارسال گردید . سپس به دنبال مکاتبات ایمیلی قرار شد پیامی از طرف کمیته حمایت از شاهرخ زمانی نیز نوشته شود و در پیام نام دوست انتخاب شده از طرف نهادها نیز به عنوان نماینده رسما” به حقوق بشری شهر بوخوم اعلام گردد که چنین شد و در ۱۵ دسامبر مراسم اهدای جایزه برگزار گشت و جایزه تحویل داده شد، که متأسفانه ما هیچ گونه گزارش مستقلی از مراسم نداریم و جایزه نیز هنوز به دست ما نرسیده است و آنچه در مورد نوع برگزاری و کل مراسم می دانیم دقیقا” همانهایی است که سایت ایران آزاد گزارش کرده است .

آقای اشرفی در مورد وضعیت خانواده ی آقای زمانی توضیحاتی بدهید، آیا آن ها به لحاظ وضعیت اقتصادی و سایر مسائل در وضعیت مساعدی به سر می برند و اصلا منبع درآمد دیگری غیر از آقای زمانی داشتند؟

علی رغم اینکه همسر شاهرخ کارگر کارخانه است اما همه می دانند که حتی تا یک سال قبل نیز درآمد یک کارگر هرگز نمی توانست هزینه های زندگی یک خانواده را کفایت کند حال که طی سال گذشته بر اثر حذف یارانه ها و تأثیرات بحرانهای اقتصادی جهانی و تأثیر تحریم های اقتصادی گرانی و تورم سر به فلک زده است امکان ندارد قبول کرد که خانواده شاهرخ مشکل مالی ندارند .

دختر و پسر شاهرخ هر دو دانشجو هستند و هزینه های تحصیل در ایران بسیار زیاد است از طرفی آنها مجبورند برای پیگیری پرونده و شکایات شاهرخ دائما” در ادارات مختلف رفت و آمد نمایند بنابراین لازم است اعلام نمائیم آنها تحت فشار اقتصادی بسیار زیادی قرار دارند ضمن اینکه خود شاهرخ نیز در زندان هزینه های اجتناب ناپذیری دارد. برای طبقه کارگر و خانواده های کارگری موضوع وضعیت اقتصادی سر چشمه تمام مشکلات است شاهرخ و خانواده او نیز وضعیت اقتصادی مناسبی ندارند .

خوب همان طور که خود شاهرخ زمانی نیز بارها در نامه هایش که از زندان نوشته اعلام کرده است در تمامی مراحل رسیدگی به پرونده اش اتهامات وارده را رد کرده و در واقع بدون ارتکاب جرمی در زندان به سر می برد، در این مورد هم چنین وی بارها در خواست کرده است تا وکلایی پرونده ی وی را در مجامع بین المللی دنبال کنند آیا تاکنون این اتفاق افتاده؟ چرا؟

همانطور که در جواب سوال اول گفتم شاهرخ کاملا” بی گناه است و هیچ دلیل و مدرکی در پرونده او برای محاکمه اش وجود ندارد چه رسد به اینکه به او ۱۱ سال حکم دهند . در مورد وکیل ما هنوز هیچ موفقیتی کسب نکردیم دلیل عمده این است که باید موضوع گرفتن وکیل جهت پیگیری شکایات و وضعیت پرونده شاهرخ را یک نهاد یا یک سازمان یا یک حزب یا مجموعه ای از اینها دنبال نمایند چرا که احزاب ، سازمانها و نهادها دارای وکلای هستند و آنها می توانند از طریق روابط وکلایی خود ساز و کاری را مهیا نمایند بنابراین امکان پذیر کردن تیم وکلایی داخلی و بیرونی کار تشکیلات و نهادها است نه کار افراد یا محفل مانند ما ، عمده دلیل که تا کنون نشده است همینه و متأسفانه نهادها و تشکیلات های موجود نیز معمولا” یا توانایی نام و رسم خود را ندارند یا مایل نیستند به کسی که در مجموعه آنها نیست کمک کنند یعنی اینکه نامشان بزرگتر از توانشان است یا اینکه اعمال و افکارشان فرقه ای و سکت است اگر غیر از این باشد و من در اشتباه باشم باید نهادها و تشکیلاتهای موجود با عملشان ثابت کنند اگر چنین نکردند نتیجه می گیریم که تحلیل من در مورد آنها درست است .

کمیته ی حمایت از شاهرخ زمانی در بیانیه ی ۵۹ خود اعلام کرده است که محمد جراحی کارگر زندانی در زندان تبریز و خانواده اش از طرف ماموران اطلااتی تحت فشار مضاعف قرار دارند، در این مورد اگر توضیحات تکمیلی دارید لطفا ارائه کنید، با توجه به این که در اخبار به بیماری محمد جراحی نیز اشاره شده بود آیا وی درمان شده است؟

علی رغم اینکه محمد جراحی تحت شکنجه و فشارهای روانی و روحی و تهدیدهای خاص که از طرف بازجوها علیه تمامی زندانیان صورت می گیرد و خصلت دائمی و ذاتی جمهوری اسلامی است محمد جراحی مجبوربه قبول اتهامات دروغین شده است در پی آن ۵ سال حکم زندان به او دادند و ظاهرا” می خواهند از طریق تحت فشار قرار دادن، او را مجبور به پذیرش شهادت علیه شاهرخ زمانی نمایند تا شاید از این طریق مأموران اداره اطلاعات را که شاهرخ از آنها شکایت کرده است از زیر ضرب خارج کرده و مقاومت شاهرخ را بشکنند، محمد جراحی زیر بار چنین اتهامی نمی رود اما مأموران هنوز ناامید نشده اند و می خواهند با تحت فشار قرار دادن پسر و دختر محمد او را مجبور نمایند این اطلاعات به صورت غیر مستقیم به دست ما رسیده است از این جهت افشای نقشه های اداره اطلاعات می تواند کمک حال محمد و خانواده او باشد .

در مورد بیماری او باید گفت هنوز بهبودی حاصل نشده ولی بیماریش تا حدودی مهار شده بود اما متأسفانه با رسیدن فصل سرما دوباره شدت گرفته است از این جهت نیز تحت فشار است و باز متأسفانه مأموران مخصوصا” در جهت مداوای بیماری او مانع تراشی می کنند .

با توجه به این که محمد جراحی کارگر اخراجی پروژه های عسلویه بوده، وضعیت خانواده ی وی به لحاظ معیشتی چطور است؟ آیا آن ها منبع درآمد دیگری دارند؟

محمد جراحی ۵ سال پیش به اتهام توزیع نشریات کارگری از جمله بولتن کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ، نشریه خبری اتحاد کارگری و نشریه شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری در تبریز دستگیر شده و به ۴ ماه حبس محکوم شد که با کمک و وکالت نقی محمودی پس از یک ونیم ماه زندانی بودن آزاد شد ولی به دنبال این محکومیت از محل کار خود در عسلویه اخراج شد پس از اخراج از کار او توانست یک اتومبیل دست دوم تهیه کرده و با مسافرکشی امرارمعاش نماید و اکنون که در زندان است خانواده او هیچ گونه درآمدی برای امرار معاش ندارند او نیز یک پسر و دختر بزرگ دارد و دو فرزند کوچک نیز دارد که متأسفانه به سختی امرار معاش می کنند .

با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، اگر نکته ای به نظرتان ضروری می رسد ما در خدمتتان هستیم.

با تشکر

 

آنچه لازم است به صوت حتی تکراری بیان شود اینکه تمامی زندانیان بخصوص زندانیان کارگری از نظر مالی به شدت احتیاج به حمایت دارند به خصوص که وضعیت اقتصادی در ایران بنا به عللی کاملا” روشن هر روز سخت تر می شود اما راه برطرف کردن چنین مشکلی از طریق خرده کاری و پراکندگی نیست بلکه تنها راه این است که بصورت متمرکز و برنامه ریزی شده و منسجم کلیه نیروها در جهت اطمینان بخشی به فعالین داخل در صندوقهای حمایتی متصل به هم عضو ومتشکل شوند .

متشکل شدن در صندوق های مالی ضمن متمرکز کردن توانایی و پتانسل طبقه در راستایی حمایت های ارگانیک از بخش های متفاوت طبقه، توسط بخش های دیگر خود طبقه است (این یعنی بخشی از همبستگی طبقاتی و عدم متشکل شدن عملی، علی رغم دمیدن تبلیغی در بوق و کرنا ضد همبستگی است.)

متشکل شدن در صندوق های حمایتی یکی از اشکال تمرین تشکل و سازمان پذیری است که در مقابل عادات بورژوایی در درون طبقه کارگر و احساس و اندیشه های تشکل گریزی ضرورت حیاطی دارد. اگر کسی نتواند در درون صندوق حمایتی کار گروهی انجام بدهد او هرگز نخواهد توانست قدمی به سود طبقه کارگر بردارد این عمل یعنی سازمان یابی یا عدم سازمان یابی در صندوق حمایتی می تواند معیار شناخت و یکی از دلایل انقلابی و رادیکال بودن یا نبودن یک فعال را نشان بدهد.

به نظرم فعالین و انقلابیون می توانند با بررسی افکار و اندیشه و اعمال خود در مورد و مقایسه با موضوع پیش قدم و متشکل شدن در صندوق های حمایتی در مورد انقلابی و رادیکال بودن یا نبودن خود جواب های دقیقی بدست بیاورند

لازم به ذکر است که منظورم از متشکل شدن ، بودن در داخل تشکیلات های آبکی که کاریکاتوری از تشکبلات می باشند ، نیست بلکه تشکیلاتی که دارای نظم و انضباط و کارایی باشد نه تشکیلات های که از نظر کارکردی فقط یک محفل هستند.

بنا براین توصیه می کنم حتی اعضای کمیته های مرکزی تشکیلات های موجود برای بدست آوردن میزان انقلابی و رادیکال بودن خود از معیارهای تشکل پذیری که یکی از آنها همین متشکل شدن در صندوق های حمایتی است استفاده کرده خودرا محک بزنند تا بدانند وجود آنها و مجموعه تشکیلاتشان در مقابل متشکل شدن طبقه کارگر چقدر سود داشته یا چقدر مانع تراشی کرده است. مثلا” از خود بپرسیم چقدر از فرصت های پیش آمده برای عضویت در یک صندوق حمایتی استفاده کردیم ؟ یا برای ایجاد فرصت عضویت در صندوقهای حمایتی چقدر فعالیت کردیم ؟ یا برای عضویت در تشکل های عمومی طبقه که نقاط مشترک همه ای اعضای طبقه است چقدر مستعد بودیم و چقدر تلاش کردیم ؟و … جواب این سوال ها می تواند به ما نشان بدهد که خودمان چقدر تشکل پذیر هستیم؟ برای درک مانع بودن و عدم تشکل پذیری در تشکیلات های موجود دو مثال می زنم :

طبق اصول متشکل شدن در یک تشکیلات باید بر مبنای اعتقاد داشتن و قبول پلاتفرم مشخص باشد.

حال دقت کنید به عمل کرد تشکیلات های موجود در رابطه با عضو پذیری و اعتقاد داشتن به پلاتفرم خودشان .

حتی در میان اعضای مهم و اصلی و حتی در میان افراد کمیته مرکزی تشکیلات های موجود افراد زیادی هستند که نه تنها اعتقاد به پلاتفرم تشکیلات های خود ندارند بلکه اصول اعتقادی و پلاتفرم تشکیلاتی خود را یا نخواندند یا فراموش کردند می توانید برای تحقیق در این رابطه به بحث و مناظره با افرادی تشکیلات های موجود در رابطه با اصول خود آنها بپردازید تا گفته های مرا محک زده باشید.

جالب است برخی از این تشکیلات ها برای پذیرش عضو زمان تعیین کرده اند مثلا” شش ماه به افراد آموزش می دهند ( چه آموزش آبکی که نوعی رفع تکلیف است) به هر صورت بعد از شش ماه او عضو می شود حال شما بروید از فرد عضو شده در مورد اصول تشکیلات فوق و یا اصول پایه ای انقلابیون و غیر سوال کنید متوجه می شوید که طرف حتی از نظر سواد عمومی سیاسی نیز در سطوح اپتدایی به سر می برد حال در دوره پذیرش عضو، چه آموزشی دیده و بعد به عنوان عضو پذیرفته شده است معلوم نیست.

تشکیلات های موجود هیچ درکی از معیار های تشکل پذیری ندارند و در مورد اعضا و پذیرش آنها معیار و میزان تشکل پذیری را نمی توانند به کار ببرند از این جهت نیز تشکیلات نیستند بلکه محفل هستند. در حالی که برای موفقیت طبقه کارگر طبق گفته لنین تشکیلات لازم است :

تنها چاره زحمتکشان وحدت و تشکیلات است

به هر حال تا زمانی که معنای واقعی شعار بالا را درک نکنیم و ان را بکار نبندیم هر گز موفق به ایجاد تشکیلات واقعی طبقه کارگر نخواهیم شد

عملی کردن این شعار فقط توسط افرادی ممکن است که به معنای واقعی کلمه تشکل پذیر باشند.

با توجه به حاشیه فوق باید بگویم برای حمایت های مالی از کارگران نیز به سمت متشکل شدن و آموزش تشکل پذیری حرکت کنیم در غیر این صورت همیشه گرفتار پراکندگی ، خورده کاری و تشکل گریزی که ضربات مهلکی به مبارزات طبقه می زنند، خواهیم بود.

 

در پایان از اینکه فرصت سخن به من دادید صمیمانه از شما تشکر می کنم.

برچسب ها: