صدور حکم اعدام یک زندانی در کرج
8-جولای-2018
گروه خبری: اعدام -
سایت نفس در قفس: حکم اعدام ناپدری که متهم است به دختربچهای (کیمیا) تجاوز کرده بود صادر شده و قرار است به زودی اعدام شود.
به گزارش شهروند، حکم اعدام ناپدری که متهم است ۷۰ بار به دختربچهای (کیمیا) تجاوز کرده بود صادر شده و قرار است به زودی اعدام شود. این دختر ۷ ساله هنوز هم در بهزیستی زندگی میکند.
دختربچه ٧سالهای که درست یک سال پیش بیماری سرماخوردگی به کابوسهای شبانهاش پایان داد و راز تجاوزهای ناپدریاش فاش شد.
کیمیایی که بیشتر از ٧٠ بار از سوی ناپدریاش مورد تجاوز قرار گرفت و شکنجه شد. ناپدری که بعد از دستگیری گفت تنها به خاطر کیمیا با مادر او ازدواج کرده است. کیمیا حالا یک سال است در بهزیستی زندگی میکند. در این یک سال درس خواند و با این که یک کودک خردسال بود، اما سعی کرد زندگی کردن را یاد بگیرد و خودش را از آن همه تاریکی نجات دهد. هنوز هم کابوس میبیند ولی حال روحیاش نسبت به قبل خیلی بهتر شده؛ مرتب مادرش را میبیند، اما نمیتواند در کنار او زندگی کند چراکه حال روحی مادرش هنوز هم تعریفی ندارد و بهزیستی نمیتواند سرپرستی را برعهده او بگذارد.
گفته میشود حکم اعدام ناپدری هم صادر شده و قرار است به زودی اعدام شود.
این پرونده زمانی فاش شد که دختر کوچولو به علت فشارهایی که به او وارد شده بود و ترس از شکنجههای ناپدریاش دچار سردرد و سرماخوردگی شدیدی شده بود.
او همراه مادرش به یکی از بیمارستانهای کرج رفت. مادر کیمیا کوچولو فکر میکرد که دخترش سرماخورده است اما زمانی که پزشکان به بالای سر این دختر بچه رفتند و آزمایشات لازم را انجام دادند، به ماجرای تلخی پی بردند.
روی بدن دختر آثار شکنجه و کودک آزاری نمایان بود و پس از این که مادر کیمیا از اتاق بیرون رفت پزشکان متوجه شدند که این دختر ٧ساله بارها هدف تجاوز قرار گرفته است. پزشکان این ماجرا را به پلیس گزارش دادند و ماموران برای تحقیق راهی بیمارستان شدند. در همان تحقیقات نخست مشخص شد که کیمیا از سوی ناپدریاش بارها مورد تجاوز قرار گرفته است. از طرف دیگر مادر کیمیا نیز زمانی که در برابر ماموران قرار گرفت از حادثهای که برای دخترش رخ داده بود، شوکه شد. زن ٣۵ ساله وقتی متوجه شکنجهگری و آزار و اذیت کیمیا شد نمیتوانست باور کند که عامل این اتفاقات تلخ شوهر دومش است.
این زن درباره ماجرای زندگیاش گفت: «سالها قبل با مرد جوانی ازدواج کردم و پس از آن متوجه اعتیاد شوهرم شدم. تا این که مجبور به جدایی شدم. دادگاه به خاطر اعتیاد و شرایطی که شوهرم داشت حضانت کیمیا را به من داد و زندگی جدیدی را با دخترم شروع کردم تا این که با مرد جوانی آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم. روزهای نخست شرایط خوبی داشتیم اما گذر زمان کافی بود تا چهره واقعی شوهرم نمایان شود و خیلی زود متوجه شدم که همسرم هزینههای زندگی را با رمالی تامین میکند. او حرفهای عجیبی میزد ولی چون به او علاقه داشتم ابتدا توجهی به حرفهایش نداشتم اما روز به روز شرایط بدتر میشد و شوهرم دست بزن پیدا کرد. وقتی اعتراض میکردم مرا در خانه زندانی میکرد. پس از مدتی شبها قبل از خواب شوهرم به من قرص خواب میداد و وقتی علت را از او جویا شدم با داستانسرایی ادعا میکرد که برای این که شبها به راحتی بخوابم باید این قرصها را بخورم و هیچ شکی به حرفهایش نداشتم. رفتارهای همسرم بدتر شده بود و تصمیم گرفتم برای رسیدن به آرامش از او جدا شوم اما فکر میکنم او ما را با وردنویسی طلسم کرده بود چون هیچ وقت نتوانستم تصمیمی را که داشتم به اجرا برسانم و بیشتر اوقات در خانه زندانی بودم. حالا که برای درمان دخترم به بیمارستان آمدم متوجه شدم شبهایی را که با قرصهای خوابآور در خواب بودم ناپدری کیمیا به او تجاوز کرده است.»
ماموران پس از شنیدن ادعاهای زن جوان به سراغ ناپدری کیمیا رفته و این مرد ۴٠ ساله را دستگیر کردند.
این مرد در همان ابتدا به اقدامات سیاه خود اعتراف کرد و گفت: «علاقه زیادی به دختر بچهها دارم و از زمانی که با مادر کیمیا آشنا شدم به خاطر رسیدن به دخترکوچولو تصمیم به ازدواج با او را گرفتم.»
کیمیا هم تحت درمان قرار گرفت ولی حال و روز خوبی نداشت. او از ترس شکنجههای ناپدریاش فقط سکوت میکرد و در چهرهاش افسردگی و غم نمایان بود. حالا که درست یک سال از این ماجرای وحشتناک گذشته است، کیمیا با سعی و تلاش خودش و روانپزشکان، توانسته به زندگی بازگردد.