اجرای حکم اعدام غلامرضا خانیشکرآب با اتهام «جاسوسی» در زندان قزلحصار
26-می-2026
گروه خبری: اعدام -
نفس در قفس، سه شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵؛ غلامرضا خانیشکراب با اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» در زندان قزلحصار اعدام شد.
به گزارش «نفس در قفس»، ارگان خبری لیگ حقوق بشر زندانیان ایران، به نقل از میزان، غلامرضا خانیشکراب با اتهام «همکاری اطلاعاتی و جاسوسی به نفع اسرائیل» در زندان قزلحصار اعدام شده است. این حکم پس از تأیید در دیوان عالی کشور و بنا بر اعلام منابع رسمی، پس از طی مراحل قانونی به اجرا درآمده است. با این حال، گزارشها حاکی از آن است که درخواست اعاده دادرسی از سوی خانواده و نزدیکان وی به دیوان عالی کشور ارائه شده بود، اما پیش از رسیدگی مؤثر به این درخواست، حکم اعدام اجرا شد.
در روایت رسمی منتشرشده، غلامرضا خانیشکراب بهعنوان یکی از عوامل مرتبط با شبکه عملیاتی موساد معرفی شده که مأموریتهایی در راستای جذب افراد در داخل کشور و سازماندهی اقدامات ضد امنیتی بر عهده داشته است. بنا بر این گزارش، وی پس از انجام اقدامات اطلاعاتی شناسایی و بازداشت شده است.
همچنین ادعا شده است که وی به دلیل فعالیت در یک رشته ورزشی، سفرهای متعددی به کشورهای همسایه داشته و در این سفرها هدف جذب توسط سرویسهای اطلاعاتی قرار گرفته است. بر اساس همین گزارش، روند جذب و هدایت وی در خارج از کشور صورت گرفته و او «با آگاهی کامل» با این سرویس همکاری کرده است.
در پرونده اتهامی، به مجموعهای از اقدامات منتسب به وی اشاره شده است، از جمله تلاش برای جذب افراد در داخل کشور، واگذاری مأموریت به آنان، انجام اقدامات خرابکارانه نظیر آسیب به اموال، آتشزدن داراییهای عمومی، و ادعای مشارکت در طراحی عملیاتهایی با هدف ایجاد ناامنی. همچنین ادعا شده است که وی در قبال این فعالیتها، مبالغی را بهصورت نقدی و از طریق ارزهای دیجیتال دریافت کرده است. یکی دیگر از اتهامات مطرحشده، برنامهریزی برای مشارکت در یک عملیات ترور در خارج از کشور عنوان شده است.
بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، غلامرضا خانیشکرآب، ۳۴ ساله و اهل اردبیل، از ورزشکاران پیشین رشته MMA، مربی و داور بینالمللی بوده که در ترکیه اقامت داشته است. گفته میشود وی در سال گذشته، به دعوت یکی از نزدیکان خود به عراق سفر کرده و در آنجا توسط نیروهای امنیتی با استفاده از «فریب اطلاعاتی» بازداشت و به ایران منتقل شده است.
این منابع همچنین تأکید کرده اند که روند دادرسی وی با نقض اصول دادرسی عادلانه همراه بوده است. از جمله موارد مطرحشده، محرومیت از دسترسی به وکیل منتخب در مراحل بازجویی و رسیدگی قضایی، و اتکای عمده حکم صادره بر «اعترافاتی» است که بنا به ادعا، تحت فشار اخذ شدهاند. چنین شرایطی، بر اساس موازین حقوق بشر، از جمله حق برخورداری از دادرسی عادلانه، حق دسترسی به وکیل، و ممنوعیت اخذ اعتراف تحت اجبار، محل نگرانی جدی محسوب میشود.
با توجه به استانداردهای بینالمللی حقوق بشر، بهویژه در پروندههایی که مجازات اعدام در میان است، رعایت دقیق اصول دادرسی عادلانه، شفافیت در روند رسیدگی، و امکان بازبینی مؤثر احکام، از الزامات بنیادین تلقی میشود. گزارشهای موجود درباره این پرونده، پرسشهایی جدی در خصوص رعایت این استانداردها مطرح میکند.