ماشین اعدام در سایه جنگ؛ دستکم ۸۷۷ اعدام در ششماهه نخست ۲۰۲۶
3-جولای-2026
گروه خبری: اعدام -
نفس در قفس، جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵؛ مرکز آمار لیگ حقوق بشر زندانیان ایران، بر پایه رصد روزانه و ثبت موردبهمورد، گزارش آماری اعدامها در ششماهه نخست سال ۲۰۲۶ را منتشر میکند. آنچه این دادهها روایت میکنند، تصویری تکاندهنده است: دستکم ۸۷۷ انسان از اول ژانویه تا ۲۳ ژوئن در ایران اعدام شدهاند — بهطور میانگین نزدیک به ۵ اعدام در هر روز، و ۲۷٫۵ درصد بیش از مدت مشابه سال گذشته. سال ۲۰۲۵ با بیش از ۲۲۰۰ اعدام، مرگبارترین سال دهههای اخیر بود؛ نیمه نخست ۲۰۲۶ نشان میدهد که جمهوری اسلامی نهتنها از این مسیر بازنگشته، بلکه بر شتاب آن افزوده است.
ژانویه ۲۰۲۶ با ۳۵۲ اعدام، مرگبارترین ماهی است که این مرکز تاکنون ثبت کرده است؛ رقمی ۳٫۶ برابر ژانویه سال قبل. این آمار پیش از آغاز جنگ رقم خورد و نشان میدهد که موج تازه اعدامها تصمیمی برنامهریزیشده بوده است، نه واکنشی مقطعی. با آغاز جنگ، پردهای از سکوت خبری بر زندانها افتاد: در ماههای مارس و آوریل، گزارشگری مستقل عملاً ناممکن شد و تنها اعلامهای رسمی به بیرون راه یافت. ارقام این دو ماه را باید کف واقعیت دانست، نه خود واقعیت — و این یعنی شمار واقعی قربانیان این شش ماه از ۸۷۷ نفر فراتر است.
نگرانکنندهترین الگوی این دوره، چرخش آشکار حکومت بهسوی اعدامهای سیاسی در بحبوحه جنگ است. از ۱۸ مارس به اینسو ۴۱ زندانی سیاسی و متهم به جاسوسی اعدام شدهاند، در حالی که مجموع چنین اعدامهایی در کل سال ۲۰۲۵ به ۲۵ مورد نمیرسید. زندانیانی با اتهام عضویت در سازمانهای اپوزیسیون، بازداشتشدگان اعتراضات سراسری و احکام مبهم «بغی» و «جاسوسی»، در حالی به چوبه دار سپرده شدند که کشور درگیر جنگ و افکار عمومی در محاق خبری بود. طنز تلخ ماجرا اینجاست که حکومت ۹۵ درصد اعدامها را در خفا اجرا میکند، اما همین اعدامهای سیاسی را با بوق و کرنای خبرگزاری رسمی قوه قضاییه اعلام میکند: اعدام بهمثابه پیام ارعاب برای یک سیاست سرکوب اعمال میشود.
در همین شش ماه، ۱۴ زن اعدام شدند؛ زنانی که پرونده بسیاری از آنان، چنانکه الگوی شناختهشده پروندههای قتل در میان زنان است، از دل ازدواجهای اجباری، خشونت خانگی و بیپناهی قانونی بیرون آمده است. گستره جغرافیایی اعدامها نیز از ۸۰ شهر و زندان در ۳۰ استان میگذرد؛ از عادلآباد شیراز تا قزلحصار کرج، این سیاستی سراسری است که هیچ گوشهای از کشور از آن برکنار نمانده است. ستون فقرات این ماشین همچنان اتهامات قتل و مواد مخدر است. اتهاماتی که در دادگاههایی چند دقیقهای، بدون دادرسی عادلانه و اغلب بر پایه اعترافات اجباری به حکم مرگ میانجامد.
لیگ حقوق بشر زندانیان ایران بار دیگر تأکید میکند: اعدام در ایران نه ابزار «عدالت»، که ستون حکمرانی از راه ارعاب است. ما از نهادهای بینالمللی، از شورای حقوق بشر سازمان ملل و گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران گرفته تا دولتهای عضو، میخواهیم که موج اعدامهای زمان جنگ را بهعنوان پروندهای مستقل و فوری در دستور کار قرار دهند؛ خواستار توقف فوری اجرای احکام اعدام، بهویژه احکام زندانیان سیاسی و معترضان شویم؛ و سازوکارهای پاسخگویی و مستندسازی بینالمللی را برای مقامات آمر و عامل این اعدامها فعال کنند. از رسانهها و افکار عمومی نیز انتظار میرود نگذارند سکوت خبری جنگ، به گورستان خبری زندانیان بدل شود.
گزارش کامل آماری، شامل روند ماهانه، تفکیک اتهامها، گستره جغرافیایی، آمار زنان، اعدامهای پنهان و فهرست زندانیان سیاسی اعدامشده، در ادامه همین نوشتار آمده است. تمامی ارقام حداقلی است و مسئولیت هر یک از این ۸۷۷ مرگ، مستقیماً بر عهده جمهوری اسلامی ایران است.