نفس در قفس

ارگان خبری لیگ حقوق بشر زندانیان ایران
اخبار

هشدار گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره تکرار الگوی نقض دادرسی عادلانه پس از اعتراضات سراسری

13-فوریه-2026

گروه خبری: زندانیان -

نفس در قفس، جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴؛ خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل، در یادداشتی در شبکه ایکس با اشاره به اعتراضات سراسری که از هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴ آغاز شد، نسبت به تداوم الگوهای نگران‌کننده در برخورد با معترضان هشدار داد. او با یادآوری مکاتبات رسمی خود با مقام‌های جمهوری اسلامی، به پرونده احسان فریدی ـ دانشجویی که با اتهام «افساد فی‌الارض» به اعدام محکوم شده ـ و زهرا شهباز طبری ـ مهندس ۶۷ ساله محکوم به اعدام با اتهام «بغی» پس از دادرسی کوتاه ـ اشاره کرد و این موارد را نمونه‌ای از نقض اصول دادرسی عادلانه دانست. ساتو تأکید کرد که خطر اجرای حکم اعدام، اعترافات اجباری و نامعلوم بودن شرایط بازداشت‌شدگان همچنان از نگرانی‌های جدی جامعه بین‌المللی است.

به گزارش «نفس در قفس»، ارگان خبری لیگ حقوق بشر زندانیان ایران، خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، در شبکه ایکس نوشت:

«در هفته‌ های منتهی به اعتراضاتی که از هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴ آغاز شد، همراه با کارشناسان سازمان ملل متحد، درمورد سه موضوع با جمهوری اسلامی ایران مکاتباتی رسمی داشتیم:

۱) احسان فریدی، دانشجوی مهندسی مکانیک که با اتهام «افساد فی‌الارض» به اعدام محکوم شده است. صدور این حکم درپی محاکمه‌ای برپایه گزارش‌های اطلاعاتی و با کیفرخواست صادرشده ازسوی دادستانی بود که بعدها به‌دلیل فساد برکنار شد.

۲) زهرا شهباز طبری، مهندس برق ۶۷ ساله که به اتهام «قیام مسلحانه علیه حکومت و اساس نظام جمهوری اسلامی ایران» (بغی) به اعدام محکوم شده است. این حکم در دادگاهی صادر شد که کمتر از ۱۰ دقیقه طول کشید و مدرک اصلی علیه او تکه‌پارچه‌ای بود با شعاری اعتراضی بر روی آن.

۳) شرایط چندین زندان، ازجمله قرچک، قزل‌حصار، شیبان و لاکان، که مشتمل‌بر موارد مرگ در بازداشت، شکنجه، اعدام بدون اطلاع قبلی، و محرومیت از تماس با خانواده بود.

مقام‌های جمهوری اسلامی ایران به هر سه مورد پاسخ دادند و منابع گزارش را ناآگاه یا دارای رویکرد خصمانه خواندند و ادعا کردند که تمامی روندهای قضایی قانونی بوده‌اند.

با اینکه این مکاتبات در آذرماه ۱۴۰۴ ارسال شده‌‌اند، همچنان اهمیت خود را از دست نداده‌اند؛ نه‌تنها به این دلیل که خطر اعدام برای فریدی و طبری هنوز پابرجاست، بلکه به این دلیل که نشان می‌دهند آنچه اکنون درحال وقوع است، پدیده‌ای تازه نیست؛ همان الگوهایی که در این موارد مشخص ثبت شده است، اکنون، پس از اعتراضات سراسری، در ابعادی گسترده‌تر تکرار می‌شود.

همان‌طور که فریدی و طبری براساس تحقیقات و محاکمه‌ای به اعدام محکوم شدند که آشکارا ناقض اصول دادرسی عادلانه به نظر می‌رسد، اکنون نیز ممکن است افراد تنها به‌دلیل شرکت در اعتراضات با مجازات اعدام روبه‌رو شوند.

من گزارش‌هایی دریافت کرده‌ام درباره اعترافات اجباری معترضان، که هم‌راستا با موارد مطرح‌شده در آن مکاتبات است. شرایط زندان‌هایی که پیش‌تر مستندسازی کرده بودیم، همان شرایطی است که اکنون امکان دارد معترضان تازه‌بازداشت‌شده در آن‌ قرار گرفته باشند.

امروز نمی‌دانیم چند نفر بازداشت شده‌اند، در کجا نگهداری می‌شوند یا در چه شرایطی به‌سر می‌برند؛ نمی‌دانیم چند نفر به اعدام محکوم یا تاکنون اعدام شده‌اند. حتی نمی‌دانیم چند نفر کشته شده‌اند: آمار رسمی دولت بیش از ۳۰۰۰ نفر است، در‌حالی‌که گزارش‌های نهادهای مدنی بسیار فراتر از این رقم را نشان می‌دهد.

اما پشت این اعداد، زندگی‌های افراد قرار دارد. من اطلاعاتی درباره موارد مشخص دریافت کرده‌ام. یکی از آن‌ها پسر نوجوانی‌ است که در جریان اعتراضات کشته شد. او چند ماه پیش از آغاز اعتراضات سراسری، در دفترچه خاطرات خود نوشته بود:

«امروز که آخرین روز تابستان است، شور و هیجان زیادی برای فردا دارم، چون روز اول مدرسه است. در مدرسه جدیدم، رشته‌ام الکترونیک است و به برق مربوط می‌شود. امیدوارم آینده‌ای روشن در انتظار من و خانواده‌ام باشد.»

زندانیان