روز کارگر در سایه فرسایش معیشت و فروپاشی امنیت شغلی
1-می-2026
گروه خبری: کارگران و اصناف -
نفس در قفس، جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ همزمان با فرارسیدن روز جهانی کارگر، نگاهی به وضعیت کارگران ایران در سالی که گذشت، تصویری تیرهتر، پیچیدهتر و نگرانکنندهتر از سالهای پیش را پیشرو میگذارد. تشدید تنشها و درگیریهای میان جمهوری اسلامی و دولتهای ایالات متحده و اسرائیل، نهتنها بر بحرانهای کلان سیاسی و اقتصادی افزوده، بلکه مستقیماً بر معیشت، امنیت شغلی و شرایط کار کارگران نیز تأثیرات عمیقی بر جای گذاشته است.
به گزارش «نفس در قفس»، ارگان خبری لیگ حقوق بشر زندانیان ایران، روز جهانی کارگر در شرایطی فرا میرسد که طبقه کارگر ایران زیر فشار همزمان مجموعهای از بحرانهای عمیق اقتصادی، ساختاری و سیاسی قرار دارد. اگر در سالهای گذشته از «بحران معیشت» سخن گفته میشد، امروز باید از مرحلهای فراتر، یعنی «فرسایش معیشتی» و «فروپاشی امنیت شغلی» یاد کرد. تورم افسارگسیخته، کاهش بیسابقه قدرت خرید، رکود پایدار در تولید، و سایه سنگین نااطمینانیهای منطقهای، شرایطی را رقم زده که کارگران را در یکی از دشوارترین دورههای معاصر قرار داده است.
در سال ۱۴۰۵، هزینههای زندگی به سطحی رسید که تأمین ابتداییترین نیازها نیز برای بخش بزرگی از کارگران به امری دشوار، و گاه ناممکن، بدل شد. امروز شکاف میان دستمزد و سبد معیشت خانوار به شکل بیسابقهای افزایش یافته و حداقل دستمزد عملاً کارکرد خود را بهعنوان تضمین حداقلهای زندگی از دست داده است. در شرایطی که دستمزد بسیاری از کارگران به حدود ۸۰ دلار در ماه میرسد، آنان ناچار به پذیرش چند شغل همزمان، اضافهکاریهای فرساینده، یا ورود سایر اعضای خانواده (از جمله زنان و حتی کودکان)به بازار کار شدهاند. این روند، که اغلب در بستر فقدان نظارت قانونی و حمایتهای اجتماعی رخ میدهد، نشانهای آشکار از تعمیق فقر ساختاری و گسترش استثمار است. با این حال، تداوم جنگ و فضای بیثبات ناشی از آن، حتی همین راههای محدود بقا را نیز برای بسیاری از کارگران مسدود کرده است.
در سوی دیگر، بحران تولید و صنعت نیز در سال جاری ابعاد گستردهتری یافته است. کمبود مواد اولیه، محدودیتهای ناشی از جنگ و تحریم، نوسانات شدید ارزی، کاهش دسترسی به بازارهای فروش و بحران نقدینگی، بسیاری از واحدهای تولیدی را به تعطیلی یا کاهش ظرفیت کشانده است. در چنین شرایطی، «تعدیل نیرو» به سیاستی فراگیر بدل شده و موج تازهای از بیکاری را رقم زده است. بسیاری از کارگران بدون دریافت مطالبات معوقه یا حقوق قانونی خود از کار کنار گذاشته شدهاند و در غیاب نظام حمایتی کارآمد، عملاً به حال خود رها شدهاند.
قراردادهای موقت و سفیدامضا همچنان از مهمترین ابزارهای بیثباتسازی نیروی کار به شمار میروند. در سال جاری، حتی در مشاغل با ماهیت دائمی نیز قراردادهای کوتاهمدت جایگزین استخدام رسمی شدهاند. این وضعیت، کارگران را در موقعیتی شکننده قرار داده که کوچکترین مطالبهگری میتواند به اخراج منجر شود. در نتیجه، فضای کار بیش از پیش به سمت سکوت اجباری و پذیرش شرایط ناعادلانه سوق یافته است.
همزمان، نبود تشکلهای مستقل کارگری و محدودیتهای شدید بر فعالیتهای صنفی، کارگران را از ابزارهای دفاع جمعی محروم کرده است. اعتراضات پراکنده کارگری در سال گذشته، غالباً با برخوردهای امنیتی مواجه شده و به دلیل فقدان سازماندهی و حمایت قانونی، دستاورد ملموسی نداشته است. این وضعیت، حس بیپناهی و انزوای اجتماعی را در میان کارگران تشدید کرده است.
در حوزه ایمنی کار نیز تغییر محسوسی مشاهده نمیشود. حوادث ناشی از کار همچنان با نرخ بالا ادامه دارد و بسیاری از محیطهای کاری (بهویژه در معادن، پروژههای ساختمانی و صنایع سنگین) فاقد حداقل استانداردهای ایمنی هستند. نبود نظارت مؤثر، فرسودگی تجهیزات، و اولویت دادن به کاهش هزینهها به بهای جان کارگران، همچنان قربانی میگیرد. بر اساس اعلام سازمان پزشکی قانونی کشور، از ابتدای سال گذشته تا پایان بهمنماه، دستکم ۱۸۷۹ نفر در حوادث کاری جان خود را از دست داده و ۲۴۲۳۸ نفر دچار مصدومیت شدهاند؛ آماری که بهگفته منابع غیررسمی، در برخی بخشها روندی افزایشی نیز داشته است.
افزون بر این، گسترش ناامنیهای ناشی از تنشهای نظامی و منطقهای، تأثیر مستقیمی بر بازار کار گذاشته است. بیثباتی اقتصادی، کاهش سرمایهگذاری و نگرانی از آینده، موجب شکنندگی بیشتر اشتغال شده است. برخی صنایع بهطور مستقیم آسیب دیده و با کاهش یا توقف فعالیت مواجه شدهاند؛ روندی که به افزایش بیکاری و تشدید بحران معیشتی انجامیده است. گزارشها حاکی از آن است که در جریان این درگیریها، بیش از ۲۰۰۰ واحد صنعتی آسیب دیده و حدود یک میلیون نفر بهطور مستقیم و یک میلیون نفر دیگر بهصورت غیرمستقیم شغل خود را از دست دادهاند. در این میان، کسبوکارهای اینترنتی نیز بهدلیل قطع طولانیمدت اینترنت و اختلالات گسترده در دسترسی، با زیانهای جدی مواجه شده و بسیاری از شاغلان این حوزه، منبع درآمد خود را بهطور کامل یا موقت از دست دادهاند؛ امری که بر دامنه بیکاری و ناامنی معیشتی افزوده است.
در کنار این تحولات، نظام تأمین اجتماعی نیز با چالشهای جدی مواجه است. تأخیر در پرداخت مستمریها، کاهش کیفیت خدمات درمانی و افزایش هزینههای بیمه، فشار مضاعفی بر کارگران و بازنشستگان وارد کرده است. بسیاری از کارگران غیررسمی و شاغلان در بخشهای حاشیهای همچنان از پوشش بیمهای محروماند و در صورت بروز بیماری یا حادثه، هیچ پشتوانهای ندارند.
مجموع این عوامل نشان میدهد که در سال ۱۴۰۵، وضعیت کارگران ایران نهتنها بهبود نیافته، بلکه در بسیاری از شاخصها وخیمتر شده است. امروز کارگران با ترکیبی از فقر مزمن، ناامنی شغلی، فقدان حمایتهای اجتماعی و محدودیت در پیگیری مطالبات صنفی مواجهاند. در چنین شرایطی، روز جهانی کارگر بیش از آنکه فرصتی برای جشن و بزرگداشت باشد، به یادآوری تلخ واقعیتی بدل شده است که میلیونها کارگر ایرانی هر روز با آن دستوپنجه نرم میکنند؛ واقعیتی که بیش از هر زمان دیگر، نیازمند تغییر اساسی، در ساختار حاکمیتی و سیاستهای اقتصادی و اجتماعی است.