روز جهانی مبارزه با کار کودک؛ کودکان کاردر ایران قربانیان پنهان ساختارهای معیوب
13-ژوئن-2025
گروه خبری: کودکان -
نفس در قفس ، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴؛ پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، برابر با ۱۲ ژوئن، از سوی سازمان بینالمللی کار (ILO) بهعنوان «روز جهانی مبارزه با کار کودک» نامگذاری شده است؛ روزی برای تلنگر به وجدان جهانی، برای افزایش آگاهی عمومی و برانگیختن اراده جمعی جهت پایان دادن به پدیدهای دردناک که همچنان میلیونها کودک را از کودکی، آموزش، بازی و رشد انسانی محروم کرده است. ایران یکی از کشورهایی است که به صورت غیرانسانی و دردآور کار کودک به روال عادی تبدیل شده است. کودکانی که در سایه بی عدالتی اجتماعی، فقر وارد چرخه کار میشوند و تمامی قوانینی که برای حفاظت از کودکان تدوین شده است فرو میپاشد.
به همین مناسبت لیگ حقوق بشر زندانیان ایران، با نگاهی به وضعیت کودکان کار در ایران، به بررسی وضعیت حقوقبشری این موضوع میپردازد.
کودک کار، تجسم بیعدالتی ساختاری
کودک کار در ایران نماد یک ساختار معیوب اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حاکمان است که کودک را نه بهعنوان یک انسان در حال رشد، بلکه بهمثابه نیروی کاری ارزانقیمت و مطیع مینگرد. در چنین جامعهای، کودکان نه تنها از حق مسلم خود برای آموزش، بازی، خلاقیت و پرورش ذهن و روان محروم میشوند، بلکه از همان سنین پایین برای اطاعت، رنج و بهرهکشی اقتصادی و اجتماعی تربیت میگردند.
مهمترین عوامل کار کودکان در ایران سیاستهای ناکارآمد حاکمیت، فقر، نابرابری اقتصادی، ناتوانی خانوادهها، سوءاستفاده صاحبان سرمایه است.
در ایران، بحران اقتصادی، افزایش شدید تورم، بیکاری، و سیاستهای مخرب جمهوری اسلامی، بستر مناسبی برای رشد روزافزون پدیده کار کودک فراهم کرده است؛ کودکانی که بهجای نشستن پشت نیمکتهای مدرسه، در پشت چراغ قرمزها یا در اعماق کارگاههای زیرزمینی زندگیشان فرسوده میشود.
سایه تاریکی که آمار ندارد
بررسی وضعیت کودکان کار در ایران نشان میدهد که آمار رسمی ارائه شده توسط نهادهای حکومتی به طرز معناداری کمتر از برآوردهای میدانی و اظهارات کارشناسان مستقل است. طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس (تیر ۱۴۰۲)، حدود ۱۵٪ از کل کودکان کشور معادل ۱.۶ تا ۲ میلیون نفر کودک کار هستند. این در حالی است که ناهید تاجالدین، نماینده وقت اصفهان، در سال ۱۳۹۶ تعداد کودکان کار را بین ۳ تا ۷ میلیون نفر تخمین زده بود و تأکید داشت که به دلیل نداشتن هویت رسمی، آمار واقعی بسیار بالاتر است.
گزارشهای میدانی و شواهد موجود به روشنی نشان میدهند که با افزایش فقر و نابرابری اجتماعی طی سالهای اخیر، تعداد کودکان کار در ایران در حال افزایش است. یکی از زنگهای خطر مهم، کاهش سن کودکان کار است؛ به طوری که بر اساس ارزیابیهای سازمان بهزیستی در سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ حدود ۶۰٪ از کودکان کار در بازه سنی ۱۰ تا ۱۴ سال بودند، اما این رقم در سال ۱۳۹۹ به ۷۱٪ افزایش یافته است.
همچنین خبرگزاری ایلنا در سال ۱۴۰۲ اعتراف میکند که حداقل ۴۸.۷٪ از کودکان کار از تحصیل بازماندهاند و بسیاری از این کودکان در مشاغل خطرناک و بدون نظارت همچون زبالهگردی و کورهپزخانهها مشغول هستند.
علاوه بر این، تلاش نهادهای حکومتی برای انکار وضعیت کودکان کار یا نسبت دادن آن به مهاجران و اتباع خارجی بارها توسط کارشناسان رد شده است. حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، صراحتاً تاکید میکند که اکثریت کودکان کار ایرانی هستند و ادعاهای خلاف این موضوع صرفاً برای سرپوش گذاشتن بر فقر داخلی بیان میشود.
این شواهد حاکی از آن است که سیاست انکار، فرافکنی و بیعملی حکومت ایران نه تنها باعث تداوم نقض حقوق کودکان میشود بلکه بحران را عمیقتر کرده است. نهادهای مسئول، به جای رسیدگی به این معضل، صرفاً در پی مدیریت ظاهری و کاهش آمار رسمی هستند که این مسئله، خود نقض جدی حقوق کودکان بر اساس کنوانسیونهای بینالمللی است که ایران نیز به آنها پیوسته است.
بنابراین، ضروری است که جامعه جهانی، نهادهای مدافع حقوق کودک و سازمانهای بینالمللی به شکل فعالانهتری وارد عمل شوند و فشار مؤثری بر جمهوری اسلامی برای پاسخگویی و اقدام عملی جهت رفع این بحران وارد کنند.
کار کودک؛ زخم باز جامعه
کودکان کار، علاوه بر بهرهکشی اقتصادی، در معرض شدیدترین اشکال سوءاستفاده نیز قرار دارند، از جمله:
-
قاچاق و خرید و فروش کودکان برای مقاصد جنسی یا کار اجباری
-
استفاده در باندهای مافیایی از جمله قاچاق مواد مخدر
-
بهکارگیری در مشاغل خیابانی مانند گدایی، دستفروشی، شیشهپاککنی، گلفروشی
-
زبالهگردی و تفکیک پسماند در شرایط غیربهداشتی و خطرناک
-
کولبری کودکان در مناطق مرزی که جانشان را تهدید میکند
-
کار در کارگاههای غیررسمی و زیرزمینی مانند آجرپزیها، نمدمالی، تولید کفش و پوشاک
روزی برای بیداری
روز جهانی مبارزه با کار کودک، نه صرفاً روزی برای یادآوری، بلکه فرصتی برای مطالبهگری، آگاهسازی، و برانگیختن مسئولیت جمعی است. تنها با ایجاد ارادهای فراگیر و مشارکت فعال در تغییر شرایط و ساختار موجود میتوان به مقابله جدی با این پدیده پرداخت.
کودکان سزاوار کودکیاند، نه کار. جامعهای که در آن کودکانش کار میکنند، جامعهای بیمار است؛ بیمار از فقر، نابرابری، و بیعدالتی. روز جهانی مبارزه با کار کودک، فراخوانی است برای التیام این زخم کهنه.